فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

331

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

شعر رددت الدّين موفورا مصونا * و قبلك كان منتقصا مزالا « 1 » بوجه يملأ الدّنيا ضياء * و كفّ تملأ الدّنيا نوالا فتوح يدّركن من النّواحي * كما ادرّك السّحاب اذا توالى « 2 » ( 174 - ر ) [ رباعى ] فتح و ظفرت شعار لشكر بادا * يارى حقت هميشه ياور بادا تنها نه « امين » ، روى زمين مىگويند * سلطان همه جهان مظفّر بادا الحمد للّه الّذى نصر عبده و اعزّ جنده و هزم الأحزاب وحده . [ 174 - ر ] « 3 » بعد از كسر جنود ابليس ، لشكر اسلام عازم فتح قلعهء تفليس گشتند . گرجيان شهر را خالى گذاشته و رايت محاربت در قلعه برافراشته بودند . متحصّن در آن حصن به انديشهء محال و از بخت نگون فرمودهء كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ [ 44 / 25 ] ايشان را حسب حال ؛ جنود الهى « 4 » را توطّن آن بلدهء بهشت آيين از نعمت كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ [ 44 / 28 ] ميسّر گشت . آغاز حصار نمودند و باب پيكار گشودند . آتش جنگ در خروش و قزغان توپ « 5 » در جوش بود . استدراج يزدانى [ كه ] چند روزه زندگى آن ملاعين در او اندراج داشت ، چنان اقتضا كرد كه آتش قضا برافروخت و اسباب توپ به جملگى بسوخت ، و نه عجب اگر توپ « 6 » را از قرع باب ايشان عار و آتش از سوختن ايشان در استنكار باشد ! قطعه « 7 » شنيدم كآتِش دوزخ هميشه * بود خواهندهء احراقِ كفّار چه گويى آن پليدان را كه آتش * ز سوزانيدنِ ايشان كند عار و چون آوازهء ورود لشكر ظفر شعار ، كفّار گرج [ را ] خواب امن به سيلاب بيم ( 174 - پ )

--> ( 1 ) . PF : مذالا . ( 2 ) . F : توالى + « الحمد للّه . . . وحده » . ( 3 ) . F : اين جملهء دعائيه تكرار شده است . ( 4 ) . KP : آلاهى . ( 5 ) . P : طوپ . ( 6 ) . P : طوپ . ( 7 ) . P : « قطعه » ندارد .